کد خبر : 125682
تاریخ انتشار : جمعه 30 نوامبر 2018 - 10:30
-

آيا آزر (پدر حضرت ابراهيم) بت پرست بود؟

آيا آزر (پدر حضرت ابراهيم) بت پرست بود؟

به گزارش قائم آنلاین، كلمه «اب» در لغت عرب غالبا بر پدر اطلاق مى‏ شود و گاهى بر جد مادرى و عمو و همچنين مربى و معلم و كسانى كه براى ترتيب انسان به نوعى زحمت كشيده ‏اند نيز گفته شده است، ولى شكي نيست كه به هنگام اطلاق اين كلمه اگر قرينه ‏اى در كار نباشد

به گزارش قائم آنلاین، كلمه «اب» در لغت عرب غالبا بر پدر اطلاق مى‏ شود و گاهى بر جد مادرى و عمو و همچنين مربى و معلم و كسانى كه براى ترتيب انسان به نوعى زحمت كشيده ‏اند نيز گفته شده است، ولى شكي نيست كه به هنگام اطلاق اين كلمه اگر قرينه ‏اى در كار نباشد قبل از هر چيز «پدر» بنظر مى ‏آيد.

اكنون اين سؤال پيش مى ‏آيد كه آيا براستى آيه فوق مى ‏گويد: آن مرد بت ‏پرست ( آزر) پدر ابراهيم بوده است؟ آيا يك فرد بت ‏پرست و بت‏ ساز مى‏ تواند پدر يك پيامبر اولوا العزم بوده باشد؟ و آيا وراثت در روحيات انسان اثر نامطلوبى در فرزند نخواهد گذارد؟
تمام مفسران و دانشمندان شيعه معتقدند آزر پدر ابراهيم نبود، بعضى او را پدر مادر و بسيارى او را عموى ابراهيم دانسته ‏اند. قرائنى كه نظر دانشمندان شيعه را تاييد مى ‏كند چندين مورد است:
۱- در هيچيك از منابع تاريخى اسم پدر ابراهيم، «آزر» شمرده نشده است، بلكه همه «تارخ» نوشته ‏اند، در كتب عهدين نيز همين نام آمده است، جالب اينكه افرادى كه اصرار دارند پدر ابراهيم آزر بوده، در اينجا به توجيهاتى دست زده‏ اند كه به هيچ وجه قابل قبول نيست از جمله اينكه اسم پدر ابراهيم تارخ، و لقبش آزر بوده! در حالى كه اين لقب نيز در منابع تاريخى ذكر نشده است و يا اينكه آزر بتى بوده كه پدر ابراهيم او را پرستش مى‏ كرده است در حالى كه اين احتمال با ظاهر آيه فوق كه مى‏ گويد پدرش آزر بود به هيچ وجه سازگار نيست، مگر اينكه جمله يا كلمه‏ اى در تقدير بگيريم كه آن هم بر خلاف ظاهر است.
۲- قرآن مجيد مى‏ فرمايد: مسلمانان حق ندارند براى مشركان استغفار كنند اگر چه بستگان و نزديكان آنها بوده باشند، سپس براى اينكه كسى استغفار ابراهيم را در باره آزر دستاويز قرار ندهد چنين مى‏ گويد: («وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ‏ تَبَرَّأَ مِنْهُ‏»)[۱] : «استغفار ابراهيم براى پدرش (آزر) فقط به خاطر وعده‏ اى بود كه به او داده بود[۲]، به اميد اينكه با اين وعده دلگرم شود و از بت پرستى برگردد) اما هنگامى كه او را در راه بت پرستى مصمم و لجوج ديد دست از استغفار درباره او برداشت.
از اين آيه به خوبى استفاده مى ‏شود كه ابراهيم بعد از مايوس شدن از آزر ديگر هيچ گاه براى او طلب آمرزش نكرد و شايسته هم نبود چنين كند، و تمام قرائن نشان مى ‏دهد اين جريان در دوران جوانى ابراهيم و زمانى بود كه در شهر بابل مى ‏زيست و با بت پرستان مبارزه داشت.
۳- از روايات مختلف اسلامى نيز مى‏ توان اين موضوع را استفاده كرد زيرا در حديث معروفى از پيغمبر اكرم (ص) نقل شده است: «لم يزل ينقلنى اللَّه من اصلاب الطاهرين الى ارحام المطهرات حتى اخرجنى فى عالمكم هذا لم يدنسنى بدنس الجاهلية» : «همواره خداوند مرا از صلب پدران پاك به رحم مادران پاك منتقل مى ‏ساخت، و هرگز مرا به آلودگي هاى دوران جاهليت آلوده نساخت»[۳].
شك نيست كه روشن ترين آلودگى دوران جاهليت شرك و بت پرستى است و كسانى كه آن را منحصر به آلودگى زنا دانسته ‏اند، هيچ دليلى بر گفته خود ندارند، بخصوص اينكه قرآن مى‏ گويد («إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ»)[۴]‏: «مشركان آلوده‏ و ناپاكند» .
سيوطى، دانشمند معروف اهل تسنن در كتاب مسالك الحنفاء از فخر رازى در كتاب “اسرار التنزيل” نقل مى ‏كند كه پدر و مادر و اجداد پيامبر اسلام (ص) هيچگاه مشرك نبودند و به حديثى كه در بالا از پيامبر ص نقل كرديم استدلال نموده است، سپس خود سيوطى اضافه مى ‏كند كه ما مى ‏توانيم اين حقيقت را با توجه به دو دسته از روايات اسلامى اثبات كنيم نخست رواياتى كه مى ‏گويد: پدران و اجداد پيامبر تا آدم هر كدام بهترين فرد زمان خود بوده ‏اند (اين احاديث را از” صحيح بخارى” و” دلائل النبوه” بيهقى و مانند آن نقل نموده است). و رواياتى كه مى ‏گويد: در هر عصر و زمانى افراد موحد و خداپرست وجود داشته است با ضميمه كردن اين دو دسته روايات ثابت مى ‏شود اجداد پيامبر ص از جمله (پدر ابراهيم) حتما موحد بوده ‏اند[۵].

بدين ترتيب بر اساس قرائن روشن قرآن و روايات مختلف اسلامى، منظور از «اب» در آيه مورد بحث، پدر نيست بلكه عمو يا پدرِ مادر و يا مانند آن است. به تعبير ديگر «والد» در بيان معنى پدر صراحت دارد، در حالى كه «اب» صراحت ندارد.

پي نوشت:

[۱] توبه، ۱۱۴٫

[۲] مريم، ۴۷ («سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي‏») : «بزودى براى تو استغفار خواهم كرد».

[۳] اين روايت را بسيارى از مفسران شيعه و اهل تسنن مانند مرحوم طبرسى در مجمع البيان و نيشابورى در تفسير غرائب القرآن و فخر رازى در تفسير كبير و آلوسى در تفسير روح المعانى نقل كرده‏اند.

[۴] سوره توبه آيه ۲۸٫

[۵] مسالك الحنفاء صفحه ۱۷ (بنا بنقل پاورقى بحار الانوار طبع جديد جلد ۱۵ صفحه ۱۱۸ به بعد).

تفسير نمونه، ج ۵، ص ۳۰۳-۳۰۷٫

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

5 × دو =